ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

284

تاريخ گيلان ( فارسى )

آقا رستم رد شده ، تير سخت كمان آن طالش به سينهء او خورده ، به زخم آن تير جان‌سپارى مىكند . و بو سعيد مير نيز در همين روز ، در پنجهء تقدير اسير و دستگير مىشود . او را زنده به خدمت نواب‌خانى آوردند . چون برادرش از روى جهل و نادانى به قتل رسيده بود ، نواب‌خانى دربارهء بو سعيد مير ترحم لازم دانست ، از گيلان همراه خود به آستارا برده ، مدتى با اهل و عيال در كنف حمايت و رعايت نواب سابق الالقاب به سر مىبرد و در آن حدود به اجل طبيعى درگذشت . القصه نواب‌خانى ، خاطر شريف از اختلال الكاى بيه‌پس جمع نموده ، به اتفاق لشكر و عسكر و متابعان روانهء لاهجان گرديد . در روز پنجشنبهء پنجم ذى الحجة الحرام نواب سارو خان ، از رشت روانهء لاهجان گرديد و همت عدالت نهمت ، به ترفيه حال رعايا و آسودگى برايا مصروف داشته ، مسموع كردند كه بهرام قلى سلطان صوفى در ابتداى ظهور فتنهء غريب شاه ، قلعهء لاهجان را خالى گذاشته ، بعضى از تجار فرنگ و مسكو كه از سفر دريا به فرضهء لنگرود آمده بودند ، اموال و اجناس خود را به قلعهء لاهجان كشيده بودند ، غارت و تالان كرده و كوچ و بنهء خود را به اتفاق صوفيان برداشته و بسيارى از مردم نزديك راه را غار تيده ، روانهء ديلمان شده بود و اكنون كه فتنهء اجامره به دستيارى اولياى دولت قاهره تسكين يافته ، در ولايت رانكوه و توابع ، هر كدخدا را كه گمان خرده‌ريز در خانمان دارد ، به چندين بهانه بدست آورده ، به قتل مىرسانيد و مراعى و مواشى ايشان را با اسباب و اموال متصرف مىشد . نواب معدلت قباب ، بعد از استماع اين سخنان ، از ارباب و اشراف لاهجان و زمرهء دادخواهان ، به احضار بهرام‌قلى سلطان و وكلاى او كس